همسايه آفتاب
اندكي صبر سحر نزديك است
|
گل حجاب، عطر عفاف |
|
|
هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است، چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند. |
پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] ميتوان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفتها و آسيبهاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيبها اشاره ميشود:
1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا ميشود اين گونه روابط و دوستيها به انگيزه ازدواج شكل ميگيرد، ولي با كمي دقّت فهميده ميشود، روح حاكم بر اين گونه دوستيها، عشقورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام ميفرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.
در حالي كه تصميمگيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستيهاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور ميسازد و اجازه نميدهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخابها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام ميگيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقعبينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار ميسازد.
2. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نميكند بلكه بر مشكلات آنان ميافزايد.
اين گونه دوستيها و روابط اگر به ازدواج بيانجامد پس از مدتي از شكلگيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود ميگويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواجها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي ميگردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوجهايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي ميكنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديدهاي رو به رو است و منجر به طلاق ميشود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشتهاند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزهاي براي حل درگيريها و حمايت از مهارتهاي خود ندارند. وي افزود: به نظر ميرسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبودهاند، سرد و منجرّ به طلاق ميشود. وي در پايان گفت: ميتوانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نميشود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]
ادامه مطلب
عفت ؛شرم و حيا
عـفت در لغـت : خوددارى از چيزى كه حلال نيست ؛ پس عموميت دارد و مخصوص امور شهوانى نيست و مختص يك گروه از جامعـه كه زنها باشند هم نيست ؛ گرچه عنوان پاكدامنى مخصوص خانمها است .
الْعِفَّةُ : الْكَفُّ عَمّا لا يَحِلُّ
عفت : (بكسر عين و فتح فاى مشدد) پارسايى ؛ پرهيز كارى ؛ پاكدامنى (فرهنگ عميد)
عـفت . نهفتگى و پاكدامنى . پرهيزگارى و پارسائى و احتراز از محرمات خصوصاً از شهوات حرام .
يكى از فضايل اربعه نزد قدما : حكمت ، شجاعت ، عفت ، عدالت
هرچند در ثمرات عفت تأ مل بيش كردم رغبت من در اكتساب آن زيادت گشت . (كليله و دمنه) .
باعفت ؛ پارسا و زاهد و پاكدامن و با شرم و حيا و پرهيزكار .
بى عفتى ؛ بى شرمى . بى حيايى . (دهخدا)
در اصـطلاح منابع اسلامى : معـناى عـامى دارد كه شامل عفت در شكم (دورى از حرام خورى و پرخورى) ، دورى ازشهوت نامشروع ، پرهيز از گداى كردن و سائل بودن ، عفت در كلام داشتن و بدزبان نبودن ، صبر بر ندارى براى ازدواج و غير آن مى شود كه در روايات و آيات متوجه خواهيد شد .
ريشه عـفت چـهار بار در قرآن كريم آمده كه دو بار مربوط به امور اقتصادى و دو بار مربوط به امور شهوانى
ادامه مطلب
حجاب حق الهي
|
قرآن کريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد ميفرمايد : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن که نامحرمان او را از ديد و جنبه حيواني ننگرند و اين حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غير مسلمان را ، بدون قصد تباهي جايز ميداند و علت آن اين است که زنان غير مسلمان از اين حرمت بيبهرهاند. |
قرآن کريم وقتي
شبههاي که در ذهنيت بعضي افراد هست اين است که خيال ميکنند
حجاب براي زن محدوديت و حصاري است که خانواده براي او بوجود آورده و بنابراين حجاب نشانه ضعف و محدوديت زن است. راه حل اين شبهه در بينش قرآن کريم اين است که زن بايد کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف نظر کردم همچنين مربوط به مرد هم نيست تا مرد بگويد من راضييم ، و همينطور مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت دهند، حجاب زن حق الهي است.حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده ، همه اينها اگر رضايت بدهند قرآن راضي نخواهد بود چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداي سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد که معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد و اگر جامعهاي اين درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غريزه و شهوت رفتند به همان فسادي مبتلا ميشود که در غرب ظهور کرده. لذا کسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم.
زن به عنوان امين حق الله از نظر قرآن مطرح است يعني اين مقام و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده اين حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن آنگاه جامعه به صورتي در مي آيد که قرآن در آن حاکم است. جامعهاي که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش اين است که نيمي از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهيم، چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم اصول خانواده درس رافت و رقت ميدهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.
يك نامه به يك دوست
دوست عزيز و مهربانم سلام
خودت خوب ميدوني دلم برات خيلي تنگ شده,حال من خوب نيست.اما هميشه براي سلامتي شما دعا ميكنم.
مدتي است كه همه را از خود بي خبر گذاشتي,حتما ميدوني كه پدربزرگ مرد!براي پدرهم نفسي بيش نمانده.جمعه پيش سخت بيمار بود.از بستر بلند نميشد.چشم هايش پشت پنجره افتاده بود.به غروب آفتاب نگاه ميكرد.همون لحظه دلم گرقت,بغضم گرفت,نتونستم جلوي خودم رو بگيرم,رفتم تو حياط سرم رو گذاشتم روي ديوار.............اما پدر هنوز پشت پشت پنجره بود. قلبش ميتپيد.زمزمه ميكرد و مي گفت:
دوست را گر سر سپردن بيمار غم است گوبران خوش كه هنوزش نفسي مي آيد
ادامه مطلب
حجاب در روايات
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جايي که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خيره ميشود. به آنان سوره نور را بياموزيد چون در اين سوره از تحريم و عقوبت زنا و نيز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به ميان آمده است.»2) اميرالمومنين عليه السلام در وصيت خود به امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود:«با پوشش و حجابي که براي همسرانت قرار ميدهي، چشم آنان را از هوس و حرام بازميداري، چرا که حجاب براي آنها ثبات بيشتري به ارمغان مي آورد. از خروج بيحساب و بيرويه زنان جلوگيري کن، زيرا مفاسدي دارد؛ و اگر ميتواني، کاري کن که همسرانت غير از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند...»
3) ام سلمه مي گويد:
روزي من و ميمونه خدمت رسول خدا بوديم که ابن مکتوم نابينا آمد. پيامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنيم و خود را بپوشانيم. ما گفتيم:«يا رسول الله، ابن مکتوم که نابيناست و ما را نميبيند.»
پيامبر فرمود:«آيا شما هم کوريد و او را نمي بينيد؟!»
4) امام رضا عليه السلام در نامهاي به يکي از ياران خود نوشت:«نگاه به موي زنان حرام است، چون موجب تحريک و فساد است.»
منابع:
بحار الانوار، ج 103، باب 61 و 62.
بحار الانوار، ج 104، باب 91
حجاب ماموريت ويژه زنان

از جمله تفاوتهاي تکليفي زن و مرد، حجاب زنان ميباشد ، که بر زنان واجب شده است. حجاب همچنان که ميدانيم به معني "پوشيدن" بوده و در اصطلاح فقها ، کلمه "ستر" بکار رفته که به معني پوشش است. يعني اينکه زن، خود را به نحوي از ديد نامحرم پوشانده و جلب توجه نکند. که در سوره نور آيه 31 به اين حکم الهي اشاره شده است با اين بيان که ( و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را _ از هر نامحرمي _ فرو بندند و زيورهاي خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که _ طبعا _ از آن پيداست و بايد روسري خود را بر گردن خويش فرو اندازند و زيورهايهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان _ همکيش _ خود يا کنيزانشان يا کودکاني که بر عورتهاي زنان وقوف حاصل نکردهاند آشکار نکنند و پاهاي خود را _ به گونهاي به زمين _ نکوبند تا آنچه از زينتشان نهفته ميدارند معلوم گردد. اي مومنان همگي _ از مرد و زن _ به درگاه خدا توبه کنيد اميد که رستگار شويد.)
در صورتي که زنان از عهده اين تکليف شانه خالي کنند نه تنها باعث از دست رفتن ارزش و کرامت انساني خود خواهند شد بلکه نتايج بدي نيز در جامعه بر جاي خواهد گزارد که در زير به طور فهرست وار اشاره ميگردد.
-
پشت پا زدن به قانون و فرمان الهي.
-
گسستن پيوند خانوادهها.
-
افزايش کودکان سرراهي و بي سرپرست.
-
بيماريهاي روحي و رواني.
-
فساد و بي بندوباري و شهوتراني
-
رکود فعاليتهاي اجتماعي
-
صرف هزينههاي غير ضروري براي خريد وسايل آرايش و تهيه لباسهاي مبتذل.
-
عذاب الهي
اهميت حجاب در نظر فاطمه زهرا عليهاسلام
چند روايت درباره اهميت حجاب در نظر
فاطمه زهرا عليهاسلام:حضرت موسي بن جعفر عليه السلام از پدران گراميش از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام نقل فرمود که:
روزي شخص نابينايي اجازه ورود خواست. فاطمه عليهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو ميگيري، او که تو را نميبيند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نميبيند، اما من که او را مي بينم. و او اگر چه مرا نميبيند ولي بوي مرا که حس ميکند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت مي دهم که تو پاره تن مني.»
روزي رسول خدا از اصحاب خود پرسيد:« نزديکترين حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. اين سؤال به گوش فاطمه عليهاسلام رسيد. فاطمه فرمود:« نزديکترين حالات زن به پروردگارش وقتي است که در خانه اش بنشيند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتي رسول خدا اين سخن را شنيد، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايد: روزي رسول خدا از ما پرسيد:« بهترين کار براي زنان چيست؟»
فاطمه عليهاسلام پاسخ داد:« بهترين کار براي زنان اين است که مردان را نبينند و مردان نيز آنها را نبينند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه عليهاسلام کارها را بين او و علي عليه السلام تقسيم کرد و فرمود کارهاي منزل با فاطمه و کارهاي خارج از منزل با علي.
فاطمه عليها سلام ميفرمايد:« هيچ کس نميداند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پيش چشم مردان معاف کرد.»
روزي فاطمه زهرا سلام الله عليها به اسماء فرمود:« چه بد است اين تختههايي که بدن مرده را براي تشييع جنازه روي آن ميگذارند! زيرا وقتي زني را روي آن قرار مي دهند و پارچه اي بر بدنش مي کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، ميديدم مردم آنجا تابوتي از چوب درست ميکردند و مرده را داخل آن ميگذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتي لبهدار درست کرد و به فاطمه عليهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسيار خوشحال شد و فرمود:« اين خيلي خوب است. وقتي مرده را داخل آن قرار دهند و پارچهاي روي آن بکشند، ديگر معلوم نميشود مرده مرد است يا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همين تابوت بگذاريد.»
منابع
:·
بحارالانوار، ج 43